سلام بر اهورامزدا
(( با دستهای بر افراشته بسوی تو ای مزدا و با فروتنی کامل پيش از همه چيز خواستارم که بهره ای از خرد مقدس خود را بمن عطا فرمايی تا بهمراهی درستی کردار و ضمير پاک بتوانم خوشبختی روان آفرينش را فراهم سازم.ای اهورامزدا بشود که با انديشه نيک به تو نزديک شده و با پيروی از قانون اشا به ارزشهای مادی و معنوی خود پی ببرم تا بدين وسيله دين داران را بسرای روشنی و خرمی و زندگی نيک هر دو جهان رهبری کنم . من اين سرودهای ستايش خود را آنسان که پيش از اين کسی نسروده نثارت می کنم ای اهورا ای روان راستی و ای نيک انديش واقعی از تو در خواست می کنم تا در جهان نيروی فنا ناپذير معنوی تجلی نمايد .اينک تو را با ستايش خود فرا می خوانم بسويم شتاب و مرا از خوشبختی و کاميابی واقعی بر خوردار ساز. هنگاميکه با منش پاک تو را با سرودهای ستايش فرا می خوانم آگاهم که مرا برای رهبری روان مردم جهان گماشته ای و از پاداشی که تو ای اهورا مزدا برای کردار نيک می بخشی خبر دارم و آماده ام تا زمانيکه مرا تاب و تواناييست بمردم بياموزم که بسوی راستی راه پويند. ای مزدا بسوی من آی و مرا از بخشش منش پاک و راستی برخوردار ساز تا بوسيله آموزش آيين مقدست گمراهان و بدکاران را براه راست رهبری کرده و بر دشمنی بد خواهان چيره گردمای اهورا مزدا مبادا هرگز کار ناشايستی از من سر زند که مورد خشم تو قرار گيرم . ای راستی و ای اصل پاک منشی پيوسته می کوشم تا تو را بستايم ای کسی که آرزوهای ما را بر می آوری تو را از ته دل درود می گويم چه می دانم نمازيکه از روی ايمان و اعتقاد کامل انجام شود بدرگاهت پذيرفته خواهد شد .ای کسی که اميد بهشت ما بسوی تست. ))


خط میخی خطی است که توسط اقوام باستانی آسیای غربی مثل سومری ها، آشوری ها، بابلی ها، ایلامی ها و ایرانی ها از هزاره سوم پیش از میلاد تا نیمه سده اول میلادی برای نوشتن استفاده می شده است. در این خط واژه ها یا هجاها یا حروف آن از نشانه های میخ مانندی که در کنار هم قرار گرفته اند درست شده است. این میخ ها با توجه به جهت قرار گرفتنشان تشکیل چهار عنصر را می دهند. عنصر پنجمی هم وجود داردکه از ترکیب دو میخ به صورت زاویه ای با دهانه باز به سمت راست درست شده است. این احتمال می رود که سومری ها نشانه های خط میخی را در حدود 2900 پیش از میلاد در جلگه های پایین دجله و فرات، با ساده کردن خط تصویری ساخته اند . اکدی ها نیز با کوچ کردن به بابل، از سال 2400 پیش از میلاد خط میخی گرفته شده از خط تصویری را از سومری ها آموختند. ولی خط میخی اکدی سومری شکل بسیار پیچیده ای داشت . این خط بیش از 2000 نشانه و 20000 هزوارش داشت. بعدها بابلی ها با کاستن از تعداد نشانه های خط میخی، آن را به 400 تا 350 نشانه رساندند. اکدی ها با صرف نظر کردن از تاثیر معنی واژه، در شکل واژه فصل تازه ای را در تاریخ خط گشودند و از واژه نگاری به هجا نگاری توجه نمودند. در زمان فرمانروایی اکدی ها در بابل، خط میخی به آشور و ایلام نیز راه یافت و اندکی بعد کاری ها در آسیای صغیر نیز به خط میخی روی آوردند. خط میخی کمی پس از سال 2000 پیش از میلاد، به سوریه راه یافت و از این راه هیتی ها هم با خط میخی آشنا شدند. این خط حدود 1400 پیش از میلاد خط بین المللی بخش بزرگی از غرب آسیا را تشکیل می داد. در هزاره اول پیش از میلاد اورارتوها هم خط میخی آشوری را گرفتند و ایرانیان در سده پنجم پیش از میلاد، برای نخستین بار به فرمان داریوش بزرگ خط میخی پارسی باستان را از خط ایلامی درست کردند. خط میخی پارسی باستان با این گمان که از خط ایلامی گرفته شده است خط مستقلی است و آن را می توان تنها خط میخی الفبایی نامید.
دودمانهای دوره پیش از اسلام
-
اشکانیان (۲۵۶ پ. م. - ۲۲۴ م.) «استقلال ایران از سلوکیان» ؛ بنیانگذار اشک یکم ؛ شهریاران بزرگ مهرداد یکم و ارد یکم
-
ساسانیان (۲۲۴ م. - ۶۵۲ م.) بنیانگذار اردشیر بابکان ؛ شهریاران بزرگ شاپور یکم، شاپور دوم و انوشیروان
روابط خارجی
خرمشهر در هنگام جنگ
ایران یکی از ۱۹۲ کشور عضو سازمان ملل متحد است. همچنین در سازمان کشورهای صادر کنندهٔ نفت (اوپک)، سازمان کنفرانس اسلامی، جنبش عدم تعهد، سازمان اکو، و پیمان NPT نیز عضویت دارد.
روابط خارجی ایران در دورهٔ جمهوری اسلامی با تنشهای فراوانی روبرو بودهاست.
از جمله چالشهای ایران پس از انقلاب میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
-
جنگ تحمیلی ۸ ساله با عراق که با یورش کشور عراق به وقوع پیوست (حدود ۵۰۰ هزار کشته، یک میلیون زخمی و هزار میلیارد دلار خسارت برای ایران)(بیشتر بخوانید)
-
تحریمهای بلندمدت اقتصادی و فناورانه
گردشگری
بر پایهٔ گزارش سازمان جهانی جهانگردی، ایران رتبه دهم جاذبههای باستانی و تاریخی و رتبه پنجم جاذبههای طبیعی را در جهان دارا است، ولی با این وجود تاکنون چندان در جذب گردشگران خارجی موفق نبودهاست.
هنر و فرهنگ
فرهنگ ایرانی ریشه در تاریخ دارد. برای شناخت فرهنگ ایران باید به کشورهای مستقلی که در پیرامون ایران هستند نیز نگریست. افغانستان، تاجیکستان، ازبکستان، پاکستان، ترکمنستان، جمهوری آذربایجان و حتی ارمنستان و گرجستان و همچنین کردهای عراق و ترکیه همگی کم یا زیاد گوشهای از فرهنگ ایران را به ارث بردهاند. حتی سرود ملی پاکستان به زبان پارسی است.
در مجموع میتوان عناصر فرهنگ ایرانی را که فراتر از مرزهای ایران است را به اختصار چنین برشمرد: ۱- زبان پارسی که مهمترین شاخصه فرهنگ ایرانی است. ۲- اعیاد ملی از جمله نوروز ۳- شخصیتهای اسطورهای از جمله رستم ۴- اساطیر تمثیلی همچون دیو، سیمرغ و... ۵- علم و هنر ۶- معماری ایرانی ۷- دین اسلام و بخصوص مذهب تشیع
موسیقی کلاسیک ایرانی به گونههای گوناگون بازشناخته میشود: موسیقی اصیل، موسیقی ردیف یا به گونهای ساده موسیقی دستگاهی. این موسیقی هم به گونه تکنوازی و هم به گونه گروهی که دربرگیرنده خواننده، نوازنده و تنبکنواز است، نواخته میشود. موسیقی ایرانی هنگامی که به گونه تکنوازی نواخته میشود، مونوفونیک است، هرچند در تکنوازی نیز آکوردها برای آرایهبندی به کار میروند و در برخی فرمها شاید در سراسر یک آهنگ نُت پدال نواخته شود. موسیقی که به گونه گروهی نواخته میشود، هته روفونیک است و آهنگی که خواننده آماده میکند، نوازنده به آسانی آن را بازتاب میدهد و کم و بیش آن را دگرگون میسازد. موسیقی کلاسیک ایرانی بداههگونهاست. این گفته میرساند که خنیاگر در یک دم هم نوازندهاست و هم آهنگساز.
با دیده بهنگر تئوریسینهای این دوران، موسیقی ایرانی بر دوازده سیستم است که دستگاه و آواز نام دارند. هفت دستگاه موسیقی ایرانی، شور، همایون، نوا، سهگاه، چهارگاه، راست پنجگاه و ماهور و پنج آواز آن ابوعطا، بیات ترک، افشاری، دشتی و اصفهان میباشند.
سازهایی که در موسیقی ایرانی به کار گرفته میشوند دارای پیشینه درازی هستند و مانند سازهای کهن اروپایی بسیار پرارزش هستند. این سازها هم از دید تاریخی و هم از نگر پیشینهشان کنکاش میشوند. هرچند برخی از سازهای اروپایی جانشین سازهای بومی شدهاند، لیکن از این سازها تا هنگامی که موسیقی ایرانی زندگی میکند سود جسته میشود.

ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی
دل بی تو به جان امد وقت است که باز آیی
من ایرانیم از تباران پاک
مخوانم دگر باره خاشاک و خاک
اگر خاک باشم، دُر و گوهرم
که اندیشه ساز و هنر پرورم
به هر جا پرد معرفت، شه پرم
حقیرم مخوان تو که ایزد فرم
خس و خار و خاشاک گفتی، سیاوش کجاست؟
گذشتم ز آتش که گفتت خطاست!
در آن جنگ مردانه ، آن هشت خوان
گذشتم ز آتش مرا خس مخوان!
حقارت کجا و سیاوش کجا؟
خس و خار و خاشاک و آتش کجا؟
...................................................
آن خس وخاشاک تویی ، پست ترازخاک تویی
شور منم نور منم ، عاشق رنجور منم
زور تویی کور تویی ، هاله ی بی نور تویی
دلیر بی باک منم ، مالک این خاک منم
سایه خفاش تویی
مردک کلاش تویی
قصه ی ضحاک تویی
زنده به بیداد تویی
خشم منم خروش البرز منم
سبز منم زنده به سوگند منم
دروغ این خاک تویی
قاتل و سفاک تویی
جنبش دوران منم
رفته به میدان منم
مفسد فی الارض تویی
غاصب بی مغز تویی
حامی ایران منم
خسته ی زندان منم
هیتلر بد نام تویی
کوره ی دوران تویی
مظهر ملی منم
در پی لیلی منم
شبیه ضحاک تویی
به دوش خود مار تویی
آرش بی باک منم
کمان به افلاک منم

افکار اجتماعی و سیاسی و اقتصادی در آثار منتشر نشدهی دوران قاجار. اثری مفصل و تحقیقی و خواندنی در تاریخ افکار، تأسیسات سیاسی و اقتصادی جدید و حرکت اجتماعی ایران در قرن گذشته، تألیف فریدون آدمیت (تولد: 1299) و هما ناطق (تولد: 1312) از محققان تاریخ اندیشههای سیاسی معاصر ایران و تاریخ سیاسی و اجتماعی عصر قاجار که در 1356 منتشر نشدهی عصر قاجار و دورهی مشروطه، که کسی در تحقیقات از آنها بهره نجسته بود، تألیف شده است.
از مهمترین این مأخذ است: اندرزنامهها، جزوههای سیاسی، رسالات برخی از نویسندگان اجتماعی، اسناد رسمی، مجموعههای مدارک و عرض حالهای طبقات مردم خطاب به شاه و رجال کشور. این کتاب مشتمل است بر هشت بخش و پنج ضمیمه. در بخش نخست با عنوان «سیاست در اندرزنامهها»، نخست پیشینهی اندرزنامه نویسی در قرن سیزدهم اشاره شده است. به نظر مّؤلفان این نوع رسالات در قرن سیزدهم به سطح نازلتری فرود آمده و فکر غالب در بیشتر آنها ترغیب به پذیرش نظام استبدادی حاکم و مسلط است. در این بخش، بیش از همه آثار محمدهاشم رستم الحکما، نگارندهی رستم التواریخ، درکانون توجه نویسندگان قرار داشته است. او نویسندهای بود دارای عرق ملی که از عقبماندگی ایرانیان رنج میبرد و جنبهی انتقادی کما بیش در بیشتر آثارش به چشم میخورد. آثار او ، به اقتضای رسم معهود آن زمان، از نظم فکری خاص بهرهمند نیست. نویسندگانی چون او درد را به خوبی میشناختند، اما برای درمان معضلات اجتماعی و سیاسی نمیتوانستند راه مناسبی ارائه دهند. رسالهی قابل توجه دیگر تأدیب النّسوان است که نویسنده در آن به انتقاد از زنان پرداخته است. درپاسخ او، زنی از دودمان نجم آبادی رسالهی تأدیب الرجال را تألیف کرده که بسیار خواندنی و قابل توجه است و در زمرهی منابع مؤلفان بوده است.
در بخش دوم با عنوان «ناسازگاری عقاید و آرا در رسالههای سیاسی» به چگونگی رشد رسالهنویسی در عهد قاجار اشاره و پیش از همه به رستم الحکما توجه شده که نخستین رسالات با موضوعات اجتماعی و سیاسی را نوشته است، رسالهنویسی به شکل فعلی آن از اوایل دورهی قاجار مرسوم شد و شاید این شکل از آن جهت برای ارائه افکار سیاسی انتخاب شده بوده که انتشار و استنساخ آن آسانتر بوده است. دربخش دوم، رسالههای «قانون سلطنت» و «شرح اللمعه لماعه» (هردو خطی) بررسی شدهاند. علاوه بر آنها چند رسالهی دیگر خطی معرفی و محتویات آنها به تلخیص شرح داده شدهاند. در آغاز بخش سوم با عنوان «ترقیخواهی و انتقاد اجتماعی و سیاسی»، مسئلهی پیدایش تعقل سیاسی جدید در ایران بررسی و در ضمن آن، چندین رسالهی دیگر معرفی شده است. از نوشتههای مهمی که در این بخش به تفصیل معرفی شده «رساله در اصلاحات» به قلم دبیرالملک فراهانی است که در 1287به رشتهی نگارش در آمده و متن کامل آن در ضمیمهی کتاب به چاپ رسیده است. سرگذشت میرزا ابراهیم بدایعنگار به قلم خود او مبحث بعدی این بخش است. بدایعنگار از نویسندگان خوشفکر این عصر است. پدر او، میرزا مهدی نواب تهرانی، نخستین رسالهی سیاسی در عصر قاجار، یعنی دستور الاعقاب را نوشته است. متن بررسی شدهی دیگر منهاج العلی از ابوطالب بهبهانی است که به سال 1294 در طرفداری از قانون نوشته است. نویستده اصلاح طلبی بود خبیر که سالیانی از عمر را در هند و روسیه و عراق و مصر به سیاحت گذرانده و در قیاس با نویسندگان عصر خود، روشنفکرتر بود و سخنان تازه از او شنیده میشد. رسالهی شیخ و شوخ نیز که در 1300ق نوشته شده در همین بخش بررسی شده است.
در بخش چهارم با عنوان «پیش درآمد حرکت اعتراض»، شیوههای نخسین اعتراضات روشنفکری در ایران شناسانده شده است. در آن مرحله، انتقاد بر اصول حکمرانی دو جهت اصلی داشت: یکی روشنفکری و دیگری نمودهای فعل و انفعالی در جهت اعتراض بر مرجعیت سیاسی دولت. نخستین کتابچهای که با این دید نوشته شد، «رسالهای در انتقاد بر حکومت» بود. نگارنده ظاهرا پس از تعطیلی فراموشخانه آن را نگاشته بود و از همین رو، وی را از جمله اعضای آن سازمان میپنداشتند. عنوان بخش پنجم «مجلس مصلحتخانه: قانون و کارنامهی آن» است. مصلحتخانه یا مجلس مشورت خانه در 1276 تأسیس شد. در برخی از ولایات هم، نوعی مصلحتخانهی محلی نیز تشکیل شد و اساس نامهای هم داشت. عملکرد این نهاد و اسناد مربوط به آن در این بخش بررسی شده است. در پایان این بخش رسالهی مهم ملکم خان در موضوع مصلحت خانه (1277) بررسی شده است. ملکم این رساله را خطاب به امنای مصلحت خانه نگاشته و در آن پارهای مطالب انتقادی درج کرده بود.
بخش ششم در «بررسی عقاید اقتصادی و مسائل پول و مالیه» از جمله مندرجات مهم و مفصل کتاب است. در این بخش از برخی رسالهها و گفتارهای انتقادی سیاسی یاد شده است. بخش هفتم با عنوان «طبقهی بازرگان، هشیاری اجتماعی و مجلس وکلای تجّار» بیشتر بر مبنای اسناد موجود در خاندان امینالضرب نوشته شده است. بخش هشتم با عنوان «مردم و مجلس تحقیق مظالم»، راجع است به اصلاح و ایجاد نظام حقوقی نوین و رسالات و نوشتههای تدوین شده در این مقوله. بخش آخر کتاب ضمایم آن و حاوی متن کامل چند رسالهی مهم عصر قاجاری است. این رسالات که برای نخستین بار چاپ شدهاند، بدین شرحند: رسالهی سیاسی به قلم میرزامحمد حسین خان دبیر الملک فراهانی؛ دستور العمل حکام ولایات سال 1293؛ دستور العمل حکام ولایات سال 1305ق ؛ رساله در حقوق اداری ایران؛ کتابچه در آیین ملک داری و برخی مسائل اجتماعی.
این پژوهش مفصل و ابتکاری را باید یکی از منابع مهم تاریخ اندیشههای سیاسی در ایران اواخر عصر قاجاری به شمار آورد. نویسندگان آثار و کتب متعدد اعم از چاپی یا خطی را بررسی کرده و از هر یک به تناسب اهمیت بهره جستهاند. آنان برای دستیابی به این مدارک به کاوش در کتابخانههای عمومی و آرشیوهای خصوصی متعددی دست زده؛ به ویژه از اسناد رسمی دولتی بهرهی فراوان بردهاند. هم اکنون، شمار قابل ملاحظهای از این گونه اسناد در کتابخانهی مرکزی دانشگاه تهران، کتابخانهی ملی ملک و کتاب خانه مجلس موجود است. مؤلفان به طرح کلی مطالب هر رساله اکتفا نکرده و به انتقاد آن نیز پرداختهاند. شناخت اندیشههای گروههای اجتماعی و نگرش مردم عادی نسبت به نظام سیاسی و مسائل اجتماعی و اقتصادی در قرن پیش وجههی نظر آنان بوده است. کتاب با فهرست عمومی اعلام و کتابنامهای مفصل به پایان میرسد.
سیدعلی آل داوود. فرهنگ آثار ایرانی اسلامی. سروش
تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران

تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران. کتابی درباره وقایع اواخر دوره قاجار تألیف محمدتقی بهار. این اثر اولین کتابی است که درباره احزاب سیاسی ایران و سهم آنها در جریانات سیاسی آن زمان نوشته شده است. بهار قصد خود را از نگارش این کتاب، آگاه کردن جوانان از وقایع و حوادث گذشته کشور ذکر کرده و گفته است که برای تحقق این هدف مقالاتی با عنوان "تاریخ مختصر احزاب سیاسی" در روزنامه "مهر ایران" انتشار داده است. این مقالات ــ که جلد دوم کتاب وی را تشکیل میدهد ــ از اسفند 1320 تا مرداد 1321 در روزنامه مذکور چاپ میشد و بعدها مهرداد بهار (پسرمحمدتقی بهار) آنها را گردآوری و در 1363ش منتشر کرد.
مطالب این کتاب وقایع سالهای 1302 تا 1304ش را در بر میگیرد که دارای ضعفها و احتمالا بعضی اشتباهات است؛ از جمله در همین جلد نوشته شده است که مجلس پنجم را مشیرالدوله باز کرد در حالی که در آن وقت سردار سپه رئیس الوزرا بود. مهرداد بهار درباره این جلد نوشته است که پدرش مقالات آن را بر اساس خاطراتش (پس از شهریور 1320) هر روز با شتاب مینوشت و برای چاپ به روزنامه "مهر ایران" میداد، حال آنکه حافظهاش در این دوران ضعیف شده بود. در 1321 و 1322ش بهار سلسله مقالاتی در روزنامه نوبهار ــ که خود صاحب امتیاز آن بود ــ چاپ کرد. این مقالات در 1323ش به صورت کتاب انتشار یافت که جلد اول "تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران" به شمار میآید. مطالب این جلد با نظری اجمالی به آغاز مشروطیت و پادشاهی احمدشاه قاجار شروع میشود و تا پایان مجلس چهارم در 1302ش ادامه دارد.
هر دو جلد کتاب از نظر وقایع دوره مشروطه اهمیت دارند. چون بهار از دوره سوم تا پنجم وکیل مجلس شورای ملی و نیز عضو حزب دموکرات بوده و از وقایع داخل مجلس و خارج از آن که در جای دیگری منعکس نشده، اطلاعات بسیار مفیدی آورده و کوشیده است تا با انصاف و درایت بنویسد.
منابع بهار در تالیف این مقالات نسخه خطی "تاریخ احمد شهریور" و بعضی یادداشتهایی بوده که از روزنامه و مذاکرات مجلس تهیه میکرده است. او عادتا مشاهدات شخصی خود از حوادث و شنیدههایش را نیز ثبت مینموده است که البته این نوع منابع گاه دقیق محسوب نمیشوند. ازین رو مطالب دو جلد کتاب یکدست نیست. به هر حال مشاهدات بهار و توصیفات وی خواندنی است از جمله وصف وی از استقبال مردم از ولیعهد (محمدحسن میرزا) در مراسمی که به مناسبت فوت محمدعلی شاه برگزار شده بود و بی اعتنایی مردم به سردارسپه.
پس از انتشار مقالات بهار در "مهر ایران" عدهای از او انتقاد کردند و رنجیدند، در حالیکه وی ملاحظه اشخاص و معاصران را بسیار مینموده و برخی مطالب را سربسته گفته است. مثلا درباره قرارداد 1919 نوشته است:«اسرار تاریخی در این باره زیاد است و باید ناگفته بماند. لحن بهار در جلد دوم به طور کلی تلختر است ولی همچنان پردهپوشی کرده و جانب احتیاط را ارعایت می نموده است.
بهار چون اهل سیاست و روزنامهنگاری و در تحلیل سیاسی قدرتمند بوده تنها به ذکر وقایع نپرداخته و تفسیرهای ارزندهای نیز به دست داده است. اکنون که دسترسی به اسناد آن دوره مقدورتر شده صحت بسیاری از گفتههای او را میتوان اثبات کرد. وی با شخصیتهای سیاسی معاصر خود آشنا بوده و در کتابش به خلقیات و نقش برخی از آنان پرداخته است و تاریخ او از این لحاظ بسیار غنی و قابل اعتماد است. وی سیدضیاءالدین طباطبائی را از نزدیک میشناخته است و شاید تحلیل بهار از شخصیت و علل شکست او بعد از کودتا بهترین تحلیل تا زمان حاضر باشد.
اهمیت اصلی "تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران" در تحلیل و تفسیر دقیق بهار از عملکرد احزاب سیاسی در مجلس شورای ملی است. وی بتفصیل موضع و مرام هرکدام و تغییر جهت یا از بین رفتن آنها را نگاشته است. بدون توضیحات بهار و بخصوص توجه او به سهم احزاب بسیاری از وقایع آن زمان مفهوم نبود. اهمیت دیگر این کتاب، شناختی است که از عقاید سیاسی بهار و نظریات او درباره وقایع به دست میدهد. بهار به سوسیالیسم عقیده داشته و عضو حزب دموکرات بود و روزنامه "نوبهار" را که ناشر افکار حزب محسوب میشده، خود راسا منتشر میساخته است. به طورکلی لحن بهار در روزنامه تندتر از کتاب اوست.
دیگر ویژگی ارزشمند این کتاب، توجه بهار به نقش روزنامهها و روزنامهنگاران در رهبری افکار ارتباط با احزاب و اهمیت آنها در صحنه سیاسی آن زمان است. چنانکه قتل بعضی از روزنامهنگاران مانند میرزاده عشقی و فرخی یزدی را بسیار پراحساس نقل کرده و در عین حال از ذکر ضعفهای روزنامهنگاران نیز غافل نمانده است. او همچنین از توطئه ترور خودش توسط اکثریت مجلس پنجم به هنگام تقدیم ماده واحده "انقراض سلطنت قاجاریه" و واگذاری حکومت موقت به "رضا میرپنج پهلوی" رئیس الوزرای وقت گزارش مبسوطی داده است. در این حادثه که بهار در مجلس به نمایندگی از اقلیت در مخالفت با این اقدام مجلس سخنرانی کرده بود مأموران، روزنامهنگاری به نام حاج واعظ قزوینی را که شباهتی با بهار داشت و برای تماشای جلسة تاریخی به مجلس رفته بود به اشتباه به جای او کشتند.
بهار از آنجا که ادیب و شاعر بوده سبک نگارشش در مطالب سیاسی جالب توجه و ویژه است. نثر وی در این کتاب بسیار استوار و رساست اگرچه گاه از واژه های بیگانه رایج در آن زمان، مانند: "مانور" و "راپورت" و "فرونت" نیز استفاده کرده است.
منصوره اتحادیه . دانشنامه جهان اسلام
رسائل مشروطیت

رسائل مشروطیت. اثر تحقیقی ارزندهای از دکتر غلامحسین زرگری نژاد ـ استاد دانشگاه شهید بهشتی ـ معرفی این کتاب با استفاده از مقدمات معرفیگونه مولف بر هر رساله تدوین شده است. در طول دوره قاجاریه، اگر چه به دلیل سلطه نظام سلطنتی منطقه، زمینهی مناسب تأملات سیاسی وجود نداشت، اما در متن همین نظام بیش از یکصد رساله سیاسی و اقتصادی، با انگیزههای عدیده و توسط افرادی با پایگاههای سیاسی، طبقاتی و فکری مختلف نوشته شد که این معنا نشان از اهمیت تأملات سیاسی در جامعه عهد قاجاری است. رسائل مذکور، عمدتاً توسط علماء و منورالفکرهای دوره قاجار و تعداد بسیار اندکی از آنها توسط تجار تألیف شدهاند. بحث از ویژگیهای فکری نگارندگان رسائل مذکور جای خاص خود را طلب میکند، اما در اینجا بد نیست اشاره کنیم که رسائل تألیف شده توسط علمای دوره قاجار (به استثناء رسائل وعاظ السلاطین) هم ناظر به انتقاد از استبداد سیاسی و هم ناظر به ضرورت مقابله و ستیز علیه استعمار، خاصه محافظت و مدافعه از استقلال اقتصادی، دربرابر تهاجمات گسترده سرمایهداری جهانی هستند.
تاریخ بیداری ایرانیان

تاریخ بیداری ایرانیان. کتابی در تاریخ مشروطیت تألیف ناظم الاسلام کرمانی. این کتاب از منابع مهم مورخان تاریخ مشروطیت است. مؤلف کتاب میرزامحمد ملقب به ناظم الاسلام در 1280 در کرمان به دنیا آمد. پس از تحصیلات مقدماتی به شوق تحصیل حکمت الاهی در 1309 عازم تهران شد و از محضر کسانی چون "سیدشهاب الدین شیرازی"، حاج میرزا "حسن آشتیانی" و حاج شیخ "هادی نجم آبادی" بهرهمند گردید. پس از تأسیس "مدرسه اسلام" به ریاست "سیدمحمدصادق طباطبایی" تعلیم برخی از دروس و نظامت مدرسه به عهده ناظم الاسلام گذاشته شد، ازین رو ریاست مدرسه وی را به "ناظم الاسلام" ملقب کرد و فرمان آن را میرزا "علی اصغرخان اتابک" صدراعظم وقت صادر کرد. پس از استقرار مشروطیت ناظم الاسلام به سبب کهولت و گرفتاریهای خانوادگی به کرمان رفت و به شغل قضا در دادگستری پرداخت. وی در 1337 بر اثر انفلوانزا درگذشت.
ناظم الاسلام سبب تألیف "تاریخ بیداری ایرانیان" را عاری بودن کتب تاریخی ایران از جنبههای عبرتآموز برای آیندگان ذکر کرده و نوشته است که پیوسته در این اندیشه بوده که به سبک مورخان اروپایی کتابی در تاریخ ایران بنگارد و نکات تاریخی را در آن مندرج سازد. وی از دوم ذیحجة 1322 دیدهها و شنیدههای خود را درباره انقلاب مشروطه و بیداری ایرانیان ثبت کرد و چون به محافل آزادیخواهان آن زمان ــ که به دفاع از مشروطه تشکیل میشد ــ راه داشت، توانست گفتگوهای آنان را یادداشت نموده و نظر خود را نیز در بسیاری موارد به آنها بیافراید. وی ابتدا قسمتی از یادداشتهایش را به صورت پاورقی در روزنامه کوکب دری ــ که خود مدیر و ناشرش بود ــ منتشر کرد. ظاهرا توجه مردم به این پاورقیها ناظم الاسلام را به فکر چاپ و نشر جزوههای مستقلی با عنوان "تاریخ بیداری ایرانیان" انداخت.
بدین ترتیب چاپ اول این اثر به صورت جزوات هفتگی به قطع خشتی و به خط نسخ و حواشی و پاورقی (به خط نستعلیق با چاپ سنگی و نقاشی صورت اشخاص) و با کیفیتی تقریبا مناسب در پنجاه و پنج جزوه شانزده صفحهای منتشر شد. ناظم الاسلام وقایع پیش از ذیحجة 1322 را نیز در هفده جزوه با عنوان "مقدمة تاریخ بیداری ایرانیان" منتشر کرد و در این جزوهها گزارش گونهای از مهمترین وقایع دوره پادشاهی ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه نوشت. در 1328ـ1330 برای اولین بار میرزا "حسن طهرانی" این یادداشتها را به خط "شمس الکتّاب" چاپ سنگی کرد. در 1324ـ1332ش "سیدمحمد هاشمی کرمانی" این کتاب را به انضمام شرح حالی نسبتا کامل از مؤلف و مقدمهای درباره کتاب در قطع وزیری و با حروف سربی و جلد ممتاز منتشر کرد. چاپ سوم در 1346ش و بنابر سرلوحه کتاب ظاهرا به یادگار جشنهای تاجگذاری در سه مجلد و به اهتمام علی اکبر سعیدی سیرجانی منتشر شد. چاپ چهارم و پنجم نیز بترتیب در 1362 ش و 1376ـ1377 ش در دو مجلد نشر یافت.
مجلد اول "تاریخ بیداری ایرانیان" مشتمل است بر مقدمه جلد اول دوم و سوم و حاوی زندگینامه گروهی از رجال معاصر مؤلف و وقایع دوره ناصری و مظفری. این مجلد رویدادهایی از ذیحجه 1322 تا رمضان 1324 را شامل میشود. مباحث مقدمه در شرح حال آزادی خواهانی چون "سیدجمالالدین اسدآبادی" و "میرزا رضا کرمانی" روحانیانی چون "سیدمحمد طباطبایی" و دولتمردان ترقی خواهی چون "میرزاحسین خان سپهسالار" و امیرکبیر است. ناظم الاسلام نقطه شروع ترقی ایرانیان را دوران صدارت امیرکبیر دانسته است. وی همچنین حالات ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه را شرح داده و آنان را پادشاهانی دمدمی مزاج و ساده لوح معرفی کرده است. ناظم الاسلام در مقدمه شرح مبسوطی بر امتیازنامه رژی نگاشته و به دعوای میان علما و دربار بر سر این امتیاز پرداخته است و نامهها و تلگرامهای متعددی را که میان طرفین ردوبدل شده آورده است. مضامین سه جلد نخست این کتاب مشتمل است بر: مباحث مطرح شده در انجمن مخفی واقعه کرمان و غوغای میان متشرعه و شیخیه واقعه عمارت بانک یا مدرسه چال ذکر تاریخچهای از وضع ارامنه و رواج شایعه تکفیر مظفرالدین شاه از سوی سیدعبدالله بهبهانی به جرم تحریک ارامنه به قتل سلطان عبدالحمید بیان رویدادهایی درباره مهاجرت علما به حضرت عبدالعظیم و سپس قم و تحصن در سفارت انگلیس تا صدور فرمان مشروطیت از سوی مظفرالدین شاه که با ذکر اسامی روزنامهها و مدارس موجود در دوره مظفری به پایان میرسد. در این مجلد ناظم الاسلام کوشیده تا وقایع را روزبروز بنویسد به طوری که مطالب جلد سوم ثبت روزبروز وقایع از هجدهم جمادی الاولی 1324 تا اول رمضان 1324 است.
مجلد دوم حاوی جلدهای چهارم و پنجم و اضافات و ملحقات است و وقایع شوال 1324 تا رجب 1327 را دربردارد. یکی از مطالب مهم کتاب "تاریخ بیداری ایرانیان" بخش پایانی یادداشتهای مؤلف است که سعیدی سیرجانی آن را گردآوری و تدوین کرده است. سیرجانی این بخش را منبعی مستند و مطمئن برای محققان میداند. در این بخش نیز ثبت وقایع روزانه تا بیستم صفر 1325 ادامه یافته ولی از این تاریخ تا سوم جمادی الاولی 1326 در ثبت وقایع وقفه افتاده است. ظاهرا مؤلف تا وقایع بیستم صفر 1325 را برای چاپ آماده کرده بوده که با علنی شدن مخالفت محمدعلی شاه با مجلس و رویارویی شاه و ملت موقع را برای نشر بقیه جزوهها مقتضی ندانسته و از تنظیم بقیه مطالب خودداری کرده و این سکوت تا جمادی الاولی 1326 ادامه داشته است. سیرجانی در یادداشت مقدمه چاپ چهارم اشاره کرده که مجموعهای از یادداشتهای این دوره را هاشمی کرمانی در اختیار وی قرار داده که تعدادی از آنها را در متن گنجانده و بقیه را در آینده با عنوان "متمم تاریخ بیداری" منتشر خواهد کرد.
ناظم الاسلام از چهارم جمادی الاولی 1326 به ثبت وقایع روزانه ادامه داد ولی این بار به سبب پیش آمدن اوضاع ویژهای پس از به توپ بستن مجلس که از آن به "یوم التوپ" یاد میکند و تعطیلی مشروطه لحن خود را تغییر داد و جانب احتیاط را در پیش گرفت. یادداشتهای این دوره غالبا با عباراتی که حاکی از ترس است نوشته شده است. وی گاهی نیز از نوشتن وقایع خودداری کرده و حتی به سران مشروطه تاخته و ملک المتکلمین (حاج میرزانصرالله) و سیدجمال واعظ را متهم کرده است که مشروطه را بهانه دخل خود کرده اند. وی در موارد بسیاری از جهل مردم نالیده و آن را مانع ترقی دانسته است.
آخرین جلد "تاریخ بیداری ایرانیان" با شرح وقایع سیزدهم رجب 1327 به پایان میرسد ولی مطلب ناتمام مانده است، ظاهرا مطلب بقیه داشته اما از ادامه یادداشتهای ناظم الاسلام چیزی باقی نمانده است جز یک صفحه که حاوی وقایع دوازدهم تا چهاردهم رمضان 1329 است.
نثر کتاب ساده و روان است اما مؤلف در مواردی متعدد از کلمات فرنگی استفاده کرده و آنها را به صورتهای مختلف در متن ضبط کرده است. "ادوارد براون" مؤلف "تاریخ ادبی ایران" کتاب را از نظر سبک و جمله بندی و استناد بر تاریخهای عمومی و پر از لفظ قلم افرادی چون "رضاقلی خان هدایت" و لسان الملک (میرزامحمدتقی خان سپهر) برتر دانسته است.
از "تاریخ بیداری ایرانیان" بسیاری از مورخان تاریخ مشروطیت استفاده کردهاند از جمله کسروی در کتاب "تاریخ مشروطه". اما دیدگاه مورخان نسبت به آن متفاوت است. "مهدی ملکزاده" مؤلف "تاریخ مشروطیت ایران" معتقد است که گرچه تاریخ بیداری ایرانیان دارای مطالب سودمندی است و نویسنده به بعضی از حوادثی که در آن زمان رخ داده علاقهمند بوده یا اطلاع بیشتری از آنها داشته است، ولی چون ناظم الاسلام قسمت اعظم کتاب را به شرح محافل سری اختصاص داده و اقدام وی و یارانش نیز در این محافل در پیدایش مشروطیت ثمری نداشته است میتوان نتیجه گرفت که این کتاب برای آیندگان نوشته نشده بلکه برای خوشآمد کسانی که در آن زمان میزیستهاند تألیف شده است. وی همچنین معتقد است که ناظم الاسلام مطالب دور از حقیقت را جعل کرده و موجب لکه دار شدن تاریخ شده است! اما باستانی پاریزی مطالب کتاب را صد درصد واقعی و صادقانه دانسته و معتقد است که اعترافات ناظم الاسلام در احوال خصوصی خود و ترسی که پس از به توپ بستن مجلس بر او عارض شده بوده حاکی از صدق و صحت بقیه مطالب است. ناظم الاسلام برای خود رسالتی بزرگ قایل بوده و آن حفظ سنگر تاریخ نویسی مشروطه بوده است؛ ازین رو اعتراف میکند که در یوم التوپ به سبب ترس از کشته شدن از حضور در صحنه منازعه خودداری کرده است تا فرصت نگارش این تاریخ را داشته باشد.
علاوه بر "تاریخ بیداری ایرانیان" اثر دیگری نیز از ناظم الاسلام با عنوان "التحفة المهدیة"معروف به "علائم الظهور"به جا مانده و چندین بار به چاپ رسیده است.
فتانه هویدا. دانشنامه جهان اسلام
تاریخ مشروطه ایران

تاریخ مشروطه ایران. از منابع مستند تاریخ مشروطیت تألیف سیداحمد کسروی. کسروی در 1302 ش که هجده سال از وقایع مشروطه میگذشت بر آن شد تا رخدادهای آذربایجان را از بدو جنبش مشروطه به رشته تحریر درآورد. یادداشتهایی نیز تهیه کرد که ابتدا در سوریه در مهنامهالعرفان تحت عنوان "آذربایجان فی ثمانیة عشر عاما" به چاپ رسید و از 1313 ش به صورت سلسله مقالاتی در مجله پیمان منتشر شد. از آنجا که رخدادهای آذربایجان از سایر مناطق قابل تفکیک نبود حوادث و وقایع دیگر کانونهای جنبش مشروطهخواهی چون تهران و گیلان نیز افزوده شد و بدین ترتیب تاریخ مشروطه ایران در سه بخش به چاپ رسید. وقایع پس از انقلاب مشروطه تا پایان قیام شیخ محمد خیابانی نیز در چهار بخش با عنوان تاریخ هیجده ساله آذربایجان منتشر شد.
کسروی مدعی است که در این کتاب قصد تاریخنگاری ندارد و قصد خویش را از نگاشتن تاریخ مشروطه ضبط وقایع و حوادث مشروطه برای آیندگان ارجگذاری مبارزان گمنام مشروطه و یادآوری ایام تلخ گذشته ذکر میکند. وی در نگارش تاریخ مشروطه ایران از "تاریخ بیداری ایرانیان" و کتاب "آبی" بهره جسته است. نویسنده تاریخ مشروطه ایران که در زمان انقلاب مشروطه شانزده سال داشته از نزدیک شاهد وقایع و حوادث تبریز، دومین کانون انقلاب مشروطه، بوده است. وی با سران مشروطه آذربایجان آشنایی داشته و کوشیده است تا دیدهها و شنیدههای خود را به رشته تحریر درآورد و کمتر به حدس و گمان تکیه کند.
از امتیازات تاریخ مشروطه ایران عکسهای فراوان آن است که با توجه به امکانات آن روزگار از کارهای ارزنده و کم نظیر به شمار میرود. با این همه این کتاب از کاستیها و سستیها خالی نیست گهگاه گرایشهای جانبدارانه کسروی در ذکر وقایع انقلاب و نقش افراد در آن به چشم میخورد. او بیشتر به نقش مردم گمنام کوچه و بازار و مجاهدان پرداخته و از کسانی که در تصمیم گیریهای عمده مشارکت داشتند، نام نبرده یا چندان بخوشی از آنان یاد نکرده است. دقتها و ریزبینیهای کسروی را بیشتر در بخش تبریز و آذربایجان میتوان دید ولی در شرح وقایع انقلاب در تهران و دیگر شهرها اطلاعات وی چندان دقیق و موشکافانه به نظر نمیرسد او در این موارد بیشتر از کتاب تاریخ بیداری ایرانیان بهره برده است و علت این امر به گفته خود کسروی نداشتن اطلاعات کافی از اوضاع و چگونگی انقلاب در آن بلاد است. کسروی در ذکر وقایع تبریز و حوادث مشروطیت در آن شهر شیفتگی فراوان نشان میدهد و در موارد متعدد به ستایش انجمن تبریز و رشادتها و فداکاریهای مجاهدان آن شهر چه آذربایجانی و چه قفقازی میپردازد. همچنین کسروی در این کتاب برای پرهیز از به کار بردن کلمات عربی از واژههای برساخته که غالبا در هیچ فرهنگ و لغتنامهای نیامده استفاده بسیار کرده است. در نتیجه این اصرار کسروی به ساخت لغات تازه نثر کتاب صورتی ساختگی پیدا کرده است که کمتر کسی را خوش میآید.
بسیاری از مورخان و رجال دوره مشروطیت کتاب کسروی را مثبت ارزیابی نکردهاند. سید حسن تقیزاده کتاب را از حیث ثبت تاریخ روز و ماه و سال وقایع سودمند میداند ولی معتقد است که بسیاری از مندرجات آن خلاف حقیقت و پر از اشتباه است و حتی مطالب مرتبط با خودش را بیاساس برمیشمرد. مهدی ملکزاده مؤلف تاریخ انقلاب مشروطیت ایران نیز بر این اعتقاد است که کسروی در ذکر بسیاری از حوادث و موقعیت اشخاص در انقلاب خطا کرده و ظلم بزرگی در حق خادمان مشروطیت روا داشته است.
کسروی در تاریخ هیجده ساله آذربایجان با محور قراردادن وقایع این منطقه، سیر تاریخی هجده ساله مشروطه را دنبال کرده است و با همان شیوه نگارش علاوه بر روایت مستندات تاریخی پس از فتح تهران در جای جای کتاب خود به داوری رجال مشروطیت نیز پرداخته و نظریات خود را به صراحت ابراز داشته است. وی با استعانت از مشاهدات خود و بقیه عوامل و رهبران نهضت از یادداشتهای دست اول خصوصی گزارشها اعلامیهها و تلگرافهای رسمی داخلی و خارجی و روزنامهها و کتابها در مطالب خود بهره برده است که البته بیشتر در پاورقیها به آنها اشاره کرده است.
تاریخ مشروطه ایران نخستین بار در 1319 ش در تهران منتشر شد و پس از آن مکرر به چاپ رسیده است. با اینکه کسروی در ابتدای کتاب "تاریخ مشروطه" وعده میدهد که اسامی پدیدآورندگان و چگونگی چاپ کتاب را در آخرین بخش خواهد آورد هیچ فهرستی در پایان کتاب دیده نمیشود.
عبدالحسین نوائی. دانشنامه جهان اسلام
خط میخی چیست؟
دودمانهای دوره پیش از اسلام
ایرانiran
من ایرانیم از تباران پاک
افکار اجتماعی و سیاسی و اقتصادی در آثار منتشر نشدهی دوران قاجار.
تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران
رسائل مشروطیت
تاریخ بیداری ایرانیان
تاریخ مشروطه ایران



